غریب کوچهها شدن با من
میثم مطیعیپسندیدن13
بازدید6.4K
غریب کوچهها شدن با من با من غریب کربلا شدن با تو با تو دیدن مادر روی خاک با من با من شهید سر جدا شدن با تو با تو تو نبودی و دیدم روی خاک یه مادر نیستم و تو میبینی روی خاک یه خواهر ای غریبِ مدینه... غریبِ در وطن شدن با من با من شهید بیکفن شدن با تو با تو تو خونه دست و پا زدن با من با من قتلگاه دست و پا زدن با تو با تو من با خاطرههای غم فاطمه مردم غریبونه به دستت پسرامو سپردم ای حسن جان حسن جان... پنجره و کبوترا با من با من ضریح و ایون طلا با تو با تو خلوتی صحن بقیع با من با من شلوغی کرب و بلا با تو با تو شبای جمعه من هم زائر کربلاتم پای روضۀ مادر گوشه قتلگاهم یا بُنَیَّه بُنَیَّه من الما منعوک منعوک یا بُنَیَّه بُنَیَّه قتلوک ذبحوک ای حسین جان حسین جان... (تو نبودی و دیدم روی خاکه یه مادر نیستم و تو میبینی روی خاکه یه خواهر)