
تو بستر به سختی نفس میکشی تو این لحظهها شکل مادر شدی الان خوب حس میکنم واسه چی تو زهرایِ موسی بنِ جعفر شدی چقدر زوده پرپر شدن واسه تو چقدر زوده واست خمیده شدن شدی فاطمه تا که سهمت باشه تو سن جوونی شهیده شدن شنیدن که داری میای سمت قم برا پیشوازت همه اومدن تا سایت رو حتی نبینه یه مرد زناشون همه دورِ تو صف زدن قم از کوفه و شام بیزار بود که گل ریختن پیش پات مردمش تا موسی بنِ جعفر رو راضی کنن چهها که نکردن برات مردمش شدی زینبِ ثانی اما دیگه خرابه نشینی نصیبت نشد روی نیزه دیگه سر مَحرمات قرارِ دل بیقرارت نشد