نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به سمت گودال از، خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سر تو رو بردن، دیر رسیدم من مادر مادر، مادر مادر چشمت روز بد نبینه درد زینبت همینه دیدم که نشسته قاتل با خنجر به روی سینه آه بشکنه دستش، بشکنه پاش منو میکشه، صدای خندههاش همونی که ازم، پدرم رو گرفت با یه عده نانجیب دور حرم رو گرفت اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت مادر مادر، مادر مادر چشمت روز بد نبینه زینب میزنه به سینه دیدم که تن داداشم یکسان با خاک زمینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد