
باز مهمونیت شروع شد، سوی تو پَر کشیدم باز منو میپذیری به خونهی امیدم وا کن در اومده گدا إغفر لَنا ذنوبنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا... شرمندهی تو هستم، آخه توبههامو شکستم نذار که توی این ماه خالی بمونه دستم با من چه خوب تا میکنی هستم مدارا میکنی آغوشتو وا میکنی یا ربّنا یا ربّنا... هر شب هزار هزارتا شبیه من میبخشه امشب منو به حقِّ امام حسن میبخشه به حقِّ آقای کریم به حقّ احسانُ القدیم استغفراللهَ العظیم یا ربّنا یا ربّنا... **** یه روز میون کوچه مادر زِ پا نشست و یه دست سنگین اومد، گوشوارهای شکست و نمیبینه چشمای من کجایی مجتبای من؟ میلرزه دست و پای من وای مادرم وای مادرم...