
ای دل من تو این یه ماه پاک نشدی تو از گناه مونده فقط برات یه راه فَرّو اِلَی الحسین ای دل من دیگه بسه دنیات اسیر هوسه راه نجات مشخصه فَرّو اِلَی الحسین بگو حسین تا دستتو بگیره کوتاهترین مسیره توبت رو میپذیره بگو حسین چارهی مشکلاته سفینةُ النجاته تا آخرش باهاته حسین آقام فقط تو میمونی برام... اگه اسیر و خستهای از همه دلشکستهای پشت درای بستهای برو به کربلا اگر که هستی نوکرش با اعتقاد و باورش امشب با روضههای مادرش برو به کربلا غریب حسین بازم دلم میگیره مادر برات بمیره تنت روی حصیره غریب حسین چرا تو موندی بیکفن بیکفن و بی پیرهن ای پسر بیسرِ من خودم دیدم تو قتلگاه میون اون حرومیا الشمر جالسٌ، گرد و غبار به پا شد تو قتلگاه لشکر هجوم میآورد حسین نیزه میخورد یکی عباشو میبرد واویلتا قیامتی به پا شد سرش به نیزهها شد تازه نوبت مرکبا شد