نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با نفسهای کوثریات، با نگاه پیغمبریات میکشد بابا را پسرم، قد و بالای دلبریات دشمن از ترسش جا زده است با رجزهای حیدریات یاد بابا افتادم از، شیوۀ نبرد تو اکبرم تو کنار عمو که باشی، آسوده میشود خواهرم (یا حسین مولا یا حسین)3 *** رکنِ اصلی خیمۀ من، ای عصای دست پدرت میروی میخوانَد پسرم، چار قُل عمه پشت سرت راه افتادی سوی خدا، بی خطر باشد این سفرت وای از آن لحظه که ببینم، از تو نمیماند اکبری نیزه از پهلو خوردنت، انگاری شده ارث مادری (یا حسین مولا یا حسین)3 *** سن یخیلدین تُرباخا منه، گولدی لشگر میدانه اوقول گلمسیدین عمن باشیما، اولمیشیدیم میداندا اوقول دُر اذان ور قوربان دیلیوه، دُر نمازین قیل قاندا اوقول ای نماز اوسته آندینی قانی آقزینه مقتلدَ اولان ای همیشه سجده سینی راهی عبادت پهن اولان (یا حسین مولا یا حسین)3 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد