نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این آخرین نامهاست آقا ببخش پر از اشک و خونه تو شهرِ نامردی حال دل منو کی میدونه آقا چی بگم از این بیکسی منو کشته دلواپسی قسمت میدم برگرد آقا تو دلم خونه کرده غم با چه رویی آخه بگم دیگه نیست حتی یک مرد کوفه نیا حسین من، که خیلی مردمش بدن کوفه نیا حسین من، که زیر قولشون زدن کوفه نیا حسین من، برای جنگ به صف شدن (حسینِ من، حسینِ من، میا غریبِ فاطمه) 3 *** نشد که همراهت باشم منو حلالم کن آقا تو اوج غربت میمیرم نگاه به حالم کن آقا نیا حالا که جونم بر لبه تموم غصهام زینبه که میشه بیتو تنها نیا سر من قربون سرت که پیش چشم مادرت میره بالای نیها *** یه روز تو کوچههای شهر، رو نیزهها سرت میاد یه روز تو کوچههای شهر، صدای خواهرت میاد یه روز تو کوچههای شهر، سه ساله دخترت میاد (حسینِ من، حسینِ من، میا غریبِ فاطمه) 3 *** خدارو شکر با این چشمام بازم محرم رو دیدم دوباره با اذن ارباب لباس مشکی پوشیدم آقا بیا اذن خدمت بده به چشامون قیمت بده تا ببارن تو روضهات آقا میدونم که بیارزشم یه نگاه تا لایق بشم که بمیرم تو هیئت تکیهها رو به پا کنید، دوباره ماه ماتمه تکیهها رو به پا کنید، که فصل ماتم و غمه تکیهها رو به پا کنید، محرمه محرمه (حسین من، حسین من، ضیاء هر دو عین من) ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد