نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که قدم میزنی در بَر بابای خویش دل زِ دلم میبَری با قد رعنای خویش میروی آهسته و دامن کشان دور و برت حلقه زدن عرشیان اهل حرم بدرقهات میکنند میرسد از خیمه صدای اذان الله اکبر، غوغای محشر افتادم یاد، جدم پیغمبر شبه پیمبر، ای علی اکبر... پشت سرت یک حرم، خدا خدا میکنند میروی و عمهها تو را دعا میکنند ای به فدای دل احساسیات چشمهی نور چشم الماسیات خوی نبّی داری و بوی علی لشکری و هیبت عباسیات الله اکبر، در حیرت لشکر که به اذنِ الله، برگشته حیدر زاده ی حیدر، ای علی اکبر... غم گره انداخته بر خم ابروی من میروی و میرود قوت زانوی من میروی از چشمه که دریا شوی پخشترین سفرهی صحرا شوی میروی اِی خوش قد و بالای من پیش دو چشمم اِرباً اِربا شوی الله اکبر، صد پاره پیکر بد کردی دنیا ای خاکت بر سر ای گل پرپر، ای علی اکبر... زادهی حیدر، ای علی اکبر... شبه پیمبر، ای علی اکبر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد