
ای شهِ عشقو وفا تشنه لبِ کربلا ماهِ بنیهاشمی چشمۀ آبِ بقا از غمِ هجرانِ تو گشته پریشان حسین بوسه به دستت فتاد شاهِ شهیدان حسین ای معنی مَردیو وفا سقایِ دشتِ کرب و بلا لب تشنۀ، لبهای تو، آب فرات بین دستانِ تو آقا، حی و ممات (یا ابالفضل) *** در دلِ صحرا چکید اشکِ غمِ آسمان تا که به گوشت رسید العطشِ کودکان نالۀ واغربتا زد همۀ کربلا تا به لبِ تشنه شُد دستِ تو از تن جدا لبهایِ، خشکِ اصغر ندید تیری که، مشکِ آبت درید وای از آن دم، که افتادی، از صدرِ زین ناله زدی، اخا بیا، حالم ببین (یا ابالفضل) *** پشت و پناه حرم دست رشیدِ تو کو گَشته تمامِ تنت غرق به خون مو به مو ضربِ عمود جفا فرقِ سرت را شکست رویِ زمین بودیو فاطمه پیشت نشست رفته از کوفه، شامِ بلا رأست از پهلو بر نیزهها بعد از تو بر، خیمهها گَشته جسارت وای از غارت، وای از خواهر، وای اسارت (یا ابالفضل) *** زبانحال حضرت عباس علیه السلام چاره ندارم، خدا غُصه شده، بیامان کرده دلم را غمین العطشِ کودکان با مددِ فاطمه عازمِ میدان شوم تا که درین قحطِ آب ساقیِ طفلان شوم در خیمه اصغر عطشان شده مادرش از غم گریان شده طاقت ندارم بببینم، آه و گریه کُشته مرا، لبِ عطشانِ رقیّه (یا ابالفضل) *** بر لب آبِ فرات فکرِ علی اصغرم مشکِ پُر از آبِ خود تا به حرم میبرم راهیِ خیمه شوم با مددِ مادرم میکُشد آخر مرا نالۀ اهلِ حرم هر دو دستانم، گشته جدا اشکِ خون میبارم، ای خدا بر رویِ خاک، افتاده هر، دو دستانم آخر گیرم، مشکِ آبم، بر دندانم (یا ابالفضل) ***