نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای حسینم فدای تو نفسهام چشم به راهتم شبیه بچگیهام اونقدَر گریه کردم بی تو که دیگه سو نداره چشمام بی تو دنیا مزار زینب شد بیقراری قرار زینب شد پیرهن خونی تو تنها مونس چشم تار زینب شد این دردِ بی تو بودن پیرم کرد این دنیا بی تو زمینگیرم کرد این دوری از زندگی سیرم کرد ای داداش پیشم باش یا برگرد یا آن دل را بر گردان یا بنشین یا این آتش را بنشان ای زیبا ای رویا دَم آخر میاد جلوی چشمام خاطرات غروب کربوبلام دَم آخر نشد بیام پیشت دَم آخر بیا که من تنهام تَه گودال شکسته و بیحال تَه گودال تن تو شد پامال بِهَمت ریختن اون نامردا بِهَمت ریختن اونجا تو گودال رو نیزه موی تو دست باده رو خاکا جسمت بیسر افتاده خواهرت یک ساله که جون داده واویلا بعد از تو خیمهها تنها موندن با زنجیر ما رو تو شهر چرخوندن با خنده قلب ما رو سوزوندن واویلا بعد از تو هر چی که بود و بردن گلهامون ضربهی سیلی خوردن چندتاشون توی اسیری مُردن ای داداش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد