نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گُل خزانم آتش زدی به جانم ای فرشته رویم از آشیانم از غمت خمیدم امیدم عزیزِ رفته زیر گِل ای فرشته رویم چه گویم چه کرده هجرانت به دل میزد مرا مُغیره و یک تن به او نگفت زن را مقابل شوهر نمیزنند میزد مغیره مرا و کسی به او نگفت این زن که میزنی چون ناموس حیدر است تا پای مرگ دخت نبی را مغیره زد گردیده بود قُنفذ همدست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد