او همان آینه‌ی روشن ذات ازلی‌ست

او همان آینه‌ی روشن ذات ازلی‌ست

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
او همان آینه‌ی روشنِ ذاتِ ازلی‌ست
بهترین اسم خدا بی‌ برو برگرد علی‌ست

مومنون خوانده علی قبل نزولش از بر
گاه جبریل صدا می‌زندش پیغمبر

شب معراج به هرسو رد پایش افتاد
و نبی پیش خدا یادِ صدایش افتاد

آمد و از شب معراج نبی داد خبر
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

چه قَدَر فیض از او بُرد رسول عربی
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

گر در از باغِ مقامش بگشاید تمثیل
انبیاء را نرسد دست به خرمای نخیل

که رسولانِ الوالعزمِ خدا تا امروز
خطبه‌ی بی‌الف و نقطه نگفتند هنوز

آدم آب و گِلش آن روز که در قالب بود
پدرِ خاک، علی ابن ابی‌طالب بود

پدر خاک علی، حیثیت آدم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

نورِ حقّی که از او طورِ خدا روشن گشت
برقِ دندانِ علی بود که خندید و گذشت

آن شبِ سخت که اسمش شبِ طوفانِ بلاست
نوح می‌گفت نترسید یدالله این‌جاست

عیسیِ مریم از این مرد گرفته‌ست مدد
جان فدای پسرِ فاطمه‌ی بنت اسد

در دلِ آتش اگر رفت چه جای بیم است؟
همه جا نادِ علی حافظِ ابراهیم است

هر زمان سازِ سخن کرد به هر جا داود
أشهدُ أنّ علی ولیُ‌الله سرود

چه بگویم ز‌ِ مقامات علی حیرانم
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بشر می‌خوانم

قنبری داشت که عالم کفِ دستانش بود
گَرد نعلین علی مُلکِ سلیمانش بود

بشکند در گذر از عینِ علی پای قلم
باز مانده ست به وصفش دهنِ تیغ دودَم

آفتابِ قَدَر از کوهِ قضا سر زد باز
دشت می‌لرزد و می‌لرزد و می‌لرزد باز

تیغِ ابروی غضب کرده‌ی خود را خم کرد
باز هم جای خودش را عَلَمش محکم کرد

لب شمشیر علی تشنه‌ی تکبیر خداست
مَلکُ‌الموت صدایِ نفسِ شیر خداست

شعر بی‌تاب‌تر از عرصه‌ی جولان شده و 
قافیه حیران شده و زلفِ سخن باز پریشان شده و
شعر هجا پشتِ هجا در هیجان است اذا زلزلت الارض

صدای تپش قلب زمین است و زمان است
چنان خورده به دشمن که قدِ تیغ، کمان است
تَرَک خورده زمین، روحُ الامین هم نگران است

علی کیست؟
یدالله، اذن‌الله، اسد‌الله
علی شیر خدا، دست خدا
سیف‌الله، نور‌الله، باب‌الله، وجه‌الله، اسم‌الله
سِرّ‌الله، ثارالله، عین‌الله، عبدالله، سَمع‌الله
روح‌الله، جَنب‌الله، امرالله

امیرالمومنین، یعسوبِ دین حبل المتین
عین الیقین نورٌ علی نوراند انسابش
خمارم کرده ساقی باز هم با ذکر القابش

علی اول، علی آخر علی در جنگ جان بر کف
امیرِ لافتی ابروی او لا سیفِ لا یوصف

کدامین شاه تختش بوده از جنس حصیر اصلا؟
رسول‌الله هم او را صدا می‌زد امیر اصلا

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارش کند امر و به روی چشم بگذارم

مرا کافی‌ست از دنیا که باشم در شعف یک‌‌ شب
دعایم کن بخوانم شعر در صحن نجف یک‌ شب

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین سید محمدرضا نوشه‌ور

نظرات