نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشهی چشمی به ما کنند دردم نهفته بِه ز طبیبان مدعی باشد که از خزانهی غیبش دوا کنند چون حُسنِ عاقبت نه به رِندی و عاشقیست آن بِه که کار خود را به عنایت رها کنند تو آن حسینِ غریبی که ظهر عاشورا جهان معاوضه کردی به کهنه پیروهنی تو آن حسین شهیدی که زیر دشنهی شمر به فکر درد و غم شیعیانِ خویشتنی دلم گرفته برایت زبانِ سادهی عشق است سَلیس و ساده بگویم دلم گرفته برایت دلم گرفته برایت، دلم گرفته برایت...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد