نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

چشم کردند حسودان قمرم را چه کنم این بلایی که غم آورده سرم را چه کنم تا شکستی همه جای تن من تیر کشید تو بگو پشت و پناهم، کمرم را چه کنم قمرم قمرم قمرم قمرم تک و تنهاست حسین خود زهراست حسین وای تنهاست حسین بی سقاست حسین همه امید رباب مشک سقاست وای وای وای وای ***** تا سرت از سر نیزه به تکانی افتاد پیش چشمان یتیمی به میانی افتاد چشم زینب به تو با قد کمانی افتاد کار ما بی تو به این هرزه زبانی افتاد قمرم قمرم قمرم قمرم تک و تنهاست حسین پای گودال زدن رفتم از حال زدن مالامال زدن سنگ بر آن تن پامال زدن وای وای وای وای
هنوز نظری ثبت نشده