
شب یلدای قبل از صبح دیدار شبی که هرکس خلوت کرده با یار با چشم دل گفتم منم ببینم همچین شبی چه میکنه علمدار دیدم که غم ازش توون گرفته بمیرم دل پهلوون گرفته نشسته صیقل میده شمشیرش رو آروم با شمشیرش زبون گرفته یادگار بابا حیدر، ای شمشیرم منم و تو با یه لشکر، ای شمشیرم تا که فردا بشه محشر، ای شمشیرم بکشی جار، بزنی سر، ای شمشیرم نشی شرمم پیش مادر، ای شمشیرم شنیدم خیمهی دلبر، ای شمشیرم حرف خواهر با برادر، ای شمشیرم حرف حنجر بود و معجر، ای شمشیرم ذکر من و دم شمشیر، لک لبیک حسین عدو کنم ز جهان سیر، لک لبیک حسین لک لبیک حسین، لک لبیک حسین ***** دور خیمه میگشت با تیغ و جوشن شنید صدا زینب میاد، یل من اومدم بگم غریبه حسینم دیدم برات امون نامه آوردن اینو میگفت میرفت، خزون گرفته عباس موند و چشمای خون گرفته رو به شمشیرش کرد و گفت شنیدی بازم با شمشیرش زبون گرفته بغض زهرا تو گلومه، ای شمشیرم تیر و تابوت روبهرومه، ای شمشیرم صبح فردا آرزومه، ای شمشیرم اینم حرفای بانومه، ای شمشیرم بی حسین دنیا حرومه، ای شمشیرم کارشون فردا تمومه، ای شمشیرم دیگه پای آبرومه، ای شمشیرم ذکر من و دم شمشیر، لک لبیک حسین عدو کنم ز جهان سیر، لک لبیک حسین لک لبیک حسین، لک لبیک حسین ***** عاشورا شد، دست رو قبضهی شمشیر اومد اذن میدون بگیره چون شیر ندا اومد برو ولی به یک شرط جای شمشیر مَشکای آبو بگیر مَشکارو تا یل جوون گرفته انگار که درد بی درمون گرفته دست رو شمشیر صیقل داده کشید گریون با شمشیرش زبون گرفته دعا کن بر این دلاور، ای شمشیرم که بیام با مشکای تر، ای شمشیرم بزنیم بر قلب لشکر، ای شمشیرم اما نه چه فایده آخر، ای شمشیرم آخه آقام گفته مضطر، ای شمشیرم تورو عباس جون مادر، ای شمشیرم هرچی بیشتر بزنی سر، ای شمشیرم تازیونه میشه بیشتر، ای شمشیرم