
نوای كاروان امشب زند آتش به جانم خدایا برملا شد برملا راز نهانم اگر كشتند چرا آبت ندادند رخت بر روی خاكستر نهادند اگر كشتند چرا مویت كشیدند چو گرگی پنجه بررویت كشیدند به اینجا آمدم با قلب خسته از اینجا می روم بادست بسته گل مادرم،تویی دلبرم،گل پرپرم، حسین جان