
بالای دارالعماره با لب تشنه و خونی گریه میکنم نه از ترس (گریهی دل نگرونی)۲ (نگرونم واسه زینب نگرون علی اصغر صف کشیدن توی بازار برای خرید خنجر)۲ (گفتی بازار یادم اومد بیهوا بازار شام و یه عده بیحیا زینب و محلهی یهودیا)۲ **** عشق تو را به قیمت جان میخرم حسین بالای دار نام تو را میبرم حسین گفتم سر تو باد سلامت به کوچهها هر چه زدن سنگ جفا بر سرم حسین از آنهمه سپاه دل شب کسی نشد یک تن به غیر پیرزنی یاورم حسین با دست بسته و لب تسنه به روی بام کوفه میا شده سخن آخرم حسین خواهی اگر که کوفه بیایی بیا ولی همراه خود نیار تو اهل حرم حسین ترسم که حتک حرمت زینب شود میا اینجا که بوده خواهر تو محترم حسین رأس بریدهام به سر نیزهها زدن شکر خدا ندید دگر دخترم حسین **** راحتت سازم در این شهر تو را یاور نیست قصد این قوم بجز صید علی اصغر نیست (کوفه تا شام پر از بزم شراب است میا)۲ همره قافله کلثوم و رباب است میا حسین...