نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مهربونی تو، آرومِ جونی تو آره خورشیدِ هفت آسمونی تو هم جانی و جانانی و هم شاهی و سلطانی آقای خراسانی و تاجِ سرِ ایرانی ای پناهِ دلِ ما رضا رضا تورو دارم بهخدا رضا رضا من ضعیفم تو معینَالضُعَفا ای غریبَالغُربا رضا رضا مادری با نخِ گریه دلشو گِره به پنجره فولاد میزنه هنوز اشکش نرسیده به زمین لالِ مادرزادی فریاد میزنه پنجره فولاد وقتی تو دستامه یعنی دستم تو دستای آقامه لالِ مادرزادی فریاد میزنه این قلبِ پُر از غصّه و این صحنِ گوهرشاده این دردِ دلِ سنگم و این پنجره فولاده تو نمازِ بچهها توی حرم بهخدا خدارو پیدا میکنم روبهروی گنبد تو با خدا روبهرو میشم و نَجوا میکنم من بهشتو تو صحنِ شما دیدم توی این گنبد، نور خدا دیدم من درد و تو درمونی من اشک و تو لبخندی رو بارِ گناهای دلم چشمتو میبندی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد