لبِ ما و قصّه‌‌ی زلفِ تو

لبِ ما و قصّه‌‌ی زلفِ تو

[ مهدی رسولی ]
لبِ ما و قصّه‌ی زلفِ تو
چه توهّمی، چه حکایتی
تو و سر زدن به خیالِ ما
چه ترحّمی چه سخاوتی

به نمازِ صبح و شبت سلام
و به نورِ در نَسَبت سلام
و به خالِ کنجِ لبت سلام
که نشسته با چه مَلاحتی

وسطِ "ألَستُ بِرَبِّکُم"
شده ایم در نظرِ تو گُم
دل ما پیاله، لبِ تو خُم
زده‌ایم جامِ ولایتی

به جمال، وارث کوثری
بخدا حسینِ مکرّری
به روایتی خودِ حیدری
چه شباهتی، چه اصالتی

بَلَغَ العُلیٰ به کمالِ تو
کَشَفَ الدُّجیٰ به جمالِ تو
به تو و قشنگیِ خال تو
صلوات هر دَم و ساعتی

شده پُر دو چشم تو در ازَل
یکی از شراب و یکی از عسل
نظرت چه کرده در این غزل
که چنین گرفته حلاوتی

تو که آینه، تو که آیتی
تو که آبروی عبادتی
تو که با دلِ همه راحتی
تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی درِ خانه‌ات
دلِ ماست کرده بهانه‌ات
که به جستجوی نشانه‌ات
ز سحر شنیده بشارتی

غزلم اگر تو بسازی‌ام
و نِی‌ام اگر تو نوازی‌ام
به نسیمِ یادِ تو راضی‌ام
نه گلایه‌ای، نه شکایتی

نه مرا نبین، رصدم نکن
و نظر به خوب و بَدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن
تو که از تبارِ کرامتی

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح مهدی رسولی امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های مهدی رسولی

نظرات