
سَردارمو بیقرارم برات خیلی دلشوره دارم از این بیوفاها، دِلم خونه آقا شده روز و شب گریه کارم با دستای بسته، به یاد تو هستم تو این لحظهی اِحتضارم دیگه این دِیار، شُده نیزه زار برات تیغ و خنجر گذاشتن کنار نمیخام بشه، رو نیزه سوار علی اصغرت رو به اینجا نیار نَبینم بهارت خَزونه تَنت روی خاکا میمونه رو لبهات جای خیزَرونه حسین جان (۳) . . . . . . . *** شعر و سبک از: محمد بیابانی