
دوازده بندِ محتشم به فدای تو ای بیحرم یه ایران دسته و علَم به فدای تو ای بیحرم نداریم توی تاریخ که دَرو روی گدا ببندی میارزه همه دنیامو ببخشم تا یه بخندی سکوتِ تو عین جنگه واسه این که دشمن از صبر تو میترسه همین بسه تو شجاعتت آقا وهابیت از قبر تو میترسه حسن جانم وای..... دلم به شکل گنبدی به هوا تو که بیمرقدی کبوترهای مشهدی به هوا تو که بیمرقدی تو اِکرام و کرامت روی دستت به خدا مثَل نیست واسم فرقی توی اسم تو و شیرینی عسل نیست ابوفاضل شاگرد تو و بعد تو همه یَلا شاگرد عباسن یه زهرِ چشم تو جَمَل گرفتی تا تو کربلا قاسمو بشناسن حسن جانم وای