نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسن حسن رو لباشه، داره میزنه به لشکر حسین حسین نفساشه ایولا شیر دلاور (حسن حسن میگه حسین حسین میگه شمشیر میزنه مثل حیدر) ۲ متانت و ادب توی نگاشه شهامتش درست مثل باباشه (برید عقب خون بنی هاشم توی رگاشه) ۲ نوهی قتال العربه، جانم جانم تو میدون حریف میطلبه، جانم جانم ماشاء الله سرباز اباعبدالله... زره که نیست خب نباشه، زهرا هم زره نپوشید ولی برای امامش تنهایی تو کوچه جنگید زره نپوشید و به قلب دشمن زد وقتی که امامو تنها دید (مریدای علی همه دلیرن) ۲ علی علی میگن نفس میگیرن (آرزوشون اینه تو راه علی بمیرن) ۲ (قاسم زهرایی نسبه جانم حانم) ۲ تو میدون حریف میطلبه، جانم جانم ماشاء الله سرباز اباعبدالله... اینجور که رجز میخونه ازرق دلهره میگیره همین که قاسمو دیده از وحشت داره میمیره آخه نمیفهمه با کی در افتاده این شیر بچه خود شمشیره دیدن اهالی جمل حسن رو یهودیا دیدن ابالحسن رو بر نمیاد هیشکی ازش جنگ تن به تن رو دشمن از ترسش جون به لبه، جانم جانم تو میدون حریف میطلبه، جانم جانم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد