نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان ای جان، ای جان به شمشیرت قلب ازرق رو لرزونده تکبیرت به علی رفته وَاللهِ تدبیرت غیرته نمکگیرت به قربونِ قد و بالات، توی مِیدون زدی شمشیر جای بابات، توی مِیدون نوجَوون اومده مِیدون بیامون اومده مِیدون رجز میخونه «إن تَنکُرونی فَأنَا ابنُ الحَسن» پهلوون اومده مِیدون به رُخ کِشیدنِ ایل و تبار یعنی آهای اهلِ عرب، تار و مار یعنی اگرچه سنّ کمی داشت، سوی میدان رفت که تازه ارثیهی ذوالفقار یعنی إن تَنکُرونی فَأنَا ابنُ الحَسن...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد