نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حبیبه نرو علی غریبه خانومم چیه قضیه؛ راسته یا فکر علیه فکر کنم یکی دو ماهه که تو بازوتو میبندی خانومم باشه بخند و تو خونهات نقاب ببند و باشه من تابوت میسازم تا که باعث شه بخندی خانومم یه لحظه دیدم رختو، کاش نمیدیدم چون شده مثل کسی که افتاده از رو بلندی فاطمه بال و پر شکست، گوهر شکست وقتی که پهلوت زهرا پشت در شکست تو دست علی سپر شکست دل تو همراه دل حیدر شکست در جدا شده، دعوا شده دیدم تو خونمون برو بیا شده شدت صدا این طور میگفت فاصله بین دندههات پیدا شده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد