نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خانومم مثل قدیما مثل اون قدیم ندیما تو بخند بازم هوای خونمون مثل قدیم شه خانومم هم بودی همسر هم برام بودی یه مادر بابای یتیمای شهر بعد تو باید یتیم شه خانومم بگو ایشالا خوب میشم نرم دم چاه شب مرگ زندگیم شه اگه باز حالت وخیم شه فاطمه ... آسمون من، به جون من تو هستی صاحب خونه، سایهبون من قد کمون من، به جون من از زخم سینهات داره میره خون من شد دعای من، نوای من خدا تورو نگه داره برای من یک نگاه ببین فقط همین آسمون ابری تره یا چشای من حبیبه نرو علی غریبه ***** خانومم یه لحظه دیدم رختو، کاش نمیدیدم که شده مثل کسی که افتاده از رو بلندی خانومم چیه قضیه؛ راسته یا فکر علیه فکر کنم یکی دو ماهه که تو بازوتو میبندی خانومم باشه بخند و تو خونهات نقاب ببند و باشه من تابوت میسازم تا که باعث شه بخندی فاطمه بال و پر شکست، گوهر شکست دل تو همراه دل حیدر شکست تو دست علی سپر شکست وقتی که پهلوت زهرا پشت در شکست در جدا شده، دعوا شده دیدم تو خونمون برو بیا شده شدت صدا این طور میگفت فاصله بین دندههات پیدا شده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد