نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غریبی رو که میگم، حسن غریب مادره تو شهر سرد یثرب، تنها حبیب مادره داره با بغض و ناله گله از مردم دل سنگ مدینه خاطره ی خوشی رو نداره از کوچه ی تنگ مدینه با مادر، بی یاور، تو کوچه بی پناه میزد بر، روی سر امام مجتبی یا زهرا یازهرا مرو یار علی یا زهرا یازهرا علمدار علی *** وقتی که نامرد سیلی زدش به روی مادر سادات آهی کشید و حسن تو کوچه ها خوند نماز آیات گم کرده یاس حیدر، راه خونشو خدا خون شده چشماش از بس، گریه کرده مجتبی همیشه رو لبش بود کاشکی جای مادرم زمین می خوردم زمزمه داشت با گریه کاش تو کوچه جون میدادم و می مُردم پیر شد از، تو کوچه، کریم عالمین هی می گفت، زیر لب، خوب شد ندید حسین (یا زهرا)2مرو یار علی (یا زهرا)2علمدار علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد