
تقدیر ما هجر است دوری میکشد ما را باید صدا زد لحظه مردن مسیحا را چشمان ما خیره بدست مردم دنیاست خرج همه جز یار کردیم این تمنا را آقا سرش خلوت شد و ما بیخیال اصلا یکبار دنبالش نمیگردیم صحرا را مجنون کجا و ما کجا؟ ما نیستیم عاشق وقتی که گم کردیم ده ها قرن لیلا را خود خواسته بیمار بیماریم، پر دردیم از غیر میگیریم جای او مداوا را روزی به پایان میرسد چشم انتطاریها حل میکند با پرچم سرخش معمارا در کربلا و در نجف در طوس و سامرا رفتیم از شوقش تمام این حرمها را یک بستر بیبستری یک چادر حاکی هر ثانیه دوری زهرا کشت مولا را ********