نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهورِ چشمهایت این چشمهای من کمی تقوا بگیرد پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از این که کار ما بالا بگیرد آقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقامِ سیلیِ زهرا را بگیرد ***** دوباره آتیش، دوباره نمرود فاطمه خونهات چه خونهای بود نفس کشیدن تو این همه دود آره که سخته، نفس بکش زود مردمایی که میبینی بی وفا و نامردن این مغیره و قنفذ دست به روت بلند کردن ***** اگه در شعلهور باشه اگه در با لگد واشه ازش چیزی نمیمونه اگه زن پشت در باشه ***** به در نگاه نکن، به قتلگاه محسنم همش میگی مگه چی بود گناه محسنم کی داغ بچتو سه ماهه به دلت گذاشت میگیره دامنش رو آخر آهِ محسنم ***** کوچهای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی آه از مادر ما سخن میگویی آه علی سوختم علی سوختم ***** فضه تا رسید گفتم علی رو فراموش کن فاطمه سوخته، آتیش این درو تو خاموش کن ***** بد زدنت، جلو چشای حسنت ناهلةً جسم شدی و چیزی نموند از بدنت باغ بدون غنچه و گل دلنواز نیست ویرانه را به خانه تکانی نیاز نیست بعد از سه ماه منتظر این دقیقهام مشغول کار خانه شدی خوش سلیقهام داری برای دل علی کار میکنی زهرا تو مرا بدهکار میکنی زهرا به جای نان، غم ما را درست کن حلوای ختمِ شیرِ خدا را درست کن ***** همین من که بهتری احمدلله جدا از بستری الحمدلله همین که در زدم دیدم دوباره خودت پشت دری الحمدلله شنیدم بسترت را جمع کردی به سختی تو پَرَت را جمع کردی شنیدم آب دادی به حسینت حواس زینبت را جمع کردی ***** دنیام فاطمه میخوای داد بزنم تا همه بفهمن، تنهام فاطمه
هنوز نظری ثبت نشده