
ساقیا من فدای رخسارت کی شود روز وصل دیدارت من به دل شوق روی تو دارم کی به پایان رسد شب تارت کن نگاهی به حال پر دردم که توسل به چشم تو کردم دیگر از هجر روی تو سیرم گر نیایی غریب می میرم من که با اشک و ناله می خندم رنگ غصه گرفته لبخندم غصه دارم به سینه ای ساقی قصه های مدینه ای ساقی قصه ی کوچه های تنهایی قصه ی غصه های زهرایی قصه ی بی حبیبی حیدر قصه ای از غریبی حیدر قصه ی ریسمان و دست علی قصه ی کوچه و شکست علی قصه ی بغض مانده در حلقوم قصه ی بی کسی یک مظلوم قصه ی اشک مرد بی همتا پیش طفلان و حضرت زهرا قصه ی دشمنی با حیدر قصه ی ناله های پشت در قصه ی غارت تمام فدک قصه ی کوچه ای به نام فدک قصه ی درد و ناله ی سوزان قصه ی میخ و آتش و قرآن قصه ی صورتی کبود از آن قصه ی حور و پنجه ی شیطان قصه ی گوشوار خون آلود معجری پاره پاره دود اندود قصه ای از شکستن پهلو قصه ی تازیانه و بازو اشک ما را فشانده این قصه جان ما را ستانده این قصه قصه ی ظرف حضرت ارباب بین غارت شکست کاسه ی آب قصه ی خاک روی چادر یار قصه ی دست و صورت و دیوار قصه ی مرتضای خانه نشین قصه ی رد خون، به روی زمین قصه ی یاعلی علی خواندن قصه ی زیر دست و پا ماندن پنجه ی بغض بر گلوی حسین قصه ی خاک روی موی حسین العجل تا تقاص را گیری انتقام گل خدا گیری