چشمم شبیه ابر بهاران شده بیا
حاج جواد حیدریپسندیدن8
بازدید300+
ای جان جهان، جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان، ادرکنی احیاگر صد دم مسیحا الغوث یا حضرت صاحب الزمان، ادرکنی ****** چشمم شبیه ابر بهاران شده بیا دنیا دوباره شام غریبان شده بیا بی تو برای مادرتان گریه میکنیم این نوکر تو خسته ز هجران شده بیا این گریه ها بهانه ی تطهیر من شده قلبم به لطف روضه پشیمان شده بیا یک سو غم فراق تو یک سو غم علی امشب غمم به سینه دو چندان شده بیا حال و هوای ما همچو خانه ی علی است بنگر که نوکر تو پریشان شده بیا از داغ زخم سینه فقط سینه میزنیم سینه زن تو بی سر و سامان شده بیا ای کاش در بقیع روضه بخوانی برایشان آقا به حق مرقد ویران شده بیا ***** غم مخور یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته مهدی ات با شیشه ی دارو و درمان خواهد آمد **** صد مشکل آسان میشود در فاطمیه باران احسان میشود در فاطمیه رحمت فراوان میشود ماه محرم رحمت دو چندان میشود در فاطمیه همسایه را همیشه مراعات میکنی دستی گذاشتی به دهان آه میکشی در فاطمیه هرگز نمیبیند به خود درد و غمی را هر دل پریشان میشود در فاطمیه برکت به کسب و کارش آید هر کسی که بانی احسان میشود در فاطمیه باید بگوید زير لب الحمدلله چشمی که گریان میشود در فاطمیه جانم فدای شیعه ای که بر امامش مانند سلمان میشود در فاطمیه قطعا عزیز فاطمه با ديده تر در روضه مهمان میشود در فاطمیه **** در وقت غسل فاطمه مولا چه دیده این غصه پنهان میشود در فاطمیه این روز ها چنین و چنان آه میکشی از کرده زمین و زمان آه میکشی شمعی که در برابر من آه میشوی قلب منی که هر ضربان آه میکشی بانوی من چگونه تسلایتان دهم؟ داری برای هر دوی ما آه میکشی برده تو را ز حال دم اَشهد بلال از بس بلند وقت اذان آه میکشی از من غریب تر چه کسی دیده ای بگو با دیده ی تر و نگران آه میکشی اصرار میکنم که بمان در کنار من اما تو در جواب بمان، آه میکشی پیراهنی به دست گرفته ای عزیز من با حسین مویه کنان آه میکشی بر سینه ات نزن که گرفتار میشوم وقتی به یاد تیغ و سنان آه میکشی آه مادرم **** مادرم که مهربونه به خدا هنوز جوونه ولی قامتش کمونه وای اگر زنده نمونه دل من به غم اسیره مادرم داره میمیره ***** دارد به ما بر میخورد ای نامسلمانان این آفتاب ماست رویش را بپوشانید *** بدنی نیست بگویم بدنت چادری نیست که سازم کفنت