بی تو عذابه نفس کشیدن

بی تو عذابه نفس کشیدن

[ حاج اسلام میرزایی ]
بی تو عَذابه، نَفَس کشیدن
بی تو خَرابه، حالِ دلِ من

بَدتر ز مَرگه، حَرَم ندیدن
سخت شده اِنگار، به تو رسیدن

سَر تکون میده، هرکی می‌بینه، حال و روزِ ما رو
گریه می‌کنه، تا که می‌شنوه، آه و سوزِ ما رو

جانِ مادرت، کَم  مَحَک بزن، عشقِ نوکرا رو
پیشِ ما نیار، حرفِ بستنِ، راهِ کربلا رو

مَستِ حاء و سینَم، بی تو دل‌غمینم
می‌میرم حَرَم رو، اربعین نبینم

(یاحسین یامولا، یاحسین یامولا) ۴

گفتم بیایی، شرمنده هستم
نامه نوشتم، بِشکنه دستم

رَحم و مُرُوّت، حیا ندارن
تو سینه بُغضِ، باباتو دارن، باباتو دارن

تَرسم این زمین، قتلگاهِ عباس و اَکبرت شه
تیرِ حرمله، سَهمِ حَنجرِ، خُشکِ اَصغرت شه

وای اگر بینَد سَرِ تو را، روی نِیزه زینب
ترسِ من از اینه حسین جسارت به خواهرت شه

دخترِ سه‌سالت، تابِ غم نداره
لاله‌های گوشش، وایُ میشه پاره

(وایِ من حسین‌وای، وایِ من حسین‌وای) ۴
****
هم سَنان را دیده‌ام 
هم کماندارِ بدون رَحمِشان را دیده‌ام

می دَوَد سوی هدف
سرعتِ تیرِ سه‌پَر در آسمان را دیده‌ام

کاش برگردی حسین
قبلِ تو رفتارشان با میهمان را دیده‌ام

لحظه‌ای تنها نمان
وقتِ تنهایی هجومِ هم‌زمان را دیده‌ام

بَر زمین اُفتادم و
تاختن‌هاشون به جسمِ نیمه‌جان را دیده‌ام

اِزدحامِ کوچه‌ها
در خیالِ خود عبورِ کاروان را دیده‌ام

تیرها آماده‌اند
بَهرِ استقبالِ تو شمشیرها را دیده‌ام

جنگ بَرپا می‌شود
حُکمِ قَتلت با طلای شام اِجرا می‌شود

خطِ کوفی فَرق کرد
که برای کُشتنت دارد مُهَیّا می‌شود

اِحتمالاً بَر سرت
بِینِ خولی و سَنان و شمر دعوا می‌شود

اِبنِ مُلجَم‌های شهر
کارشان شَقُّ‌القَمَر در بِینِ صحرا می‌شود

بِینِ این نامردها
صحبت از خلخالِ دخترهای زهرا می‌شود

نظرات