بغضاً لِاَبیک

بغضاً لِاَبیک

[ حاج مهدی سلحشور ]
بغضاً لِاَبیک
با نیزه دارن می‌زننت

بغضاً لِاَبیک
دارن می‌برن پیرهنت

بغضاً لِاَبیک
پر از خاک وخونه دهنت

همه نیزه بر پیکرت می‌زنن
توی گودی حنجرت می‌زنن

برای تلافی بدر و حُنین
جلو چشمای مادرت می‌زنن

بغضاً لِاَبیک
با شمشیر و نیزه رسیدن

بغضاً لِاَبیک
به روی تو خنجر کشیدن

بغضاً لِاَبیک
رگ‌های گلوت رو بریدن

تنت پاره پاره تنت درهمه
توی ای شلوغی و این همهمه

بمیرم سرت رو دارند می‌برن
داره می‌بینه مادرت فاطمه

نظرات