نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برای جمع پنج تن فقط تو استعارهای خطبهی شام و کوفهات شبیه خطبهی فدک نهیب زد سر ستم هنوز هیچکارهای بتشکنی و دختر بتشکن مدینهای شیرزنی و دختر شیرزن مدینهای حماسههای حیدری نشسته در کلام تو به ظلم پشت پا زده فاطمهی مرام تو همیشه بهر یاورش امام میکند دعا بود ولی ملتمس دعای تو امام تو بهغیر چهارده نفر خدا به کس نمیدهد اجازهی ورود را به کعبهی مقام تو تو قبلهی فضیلتی تو منتهای عزتی بلند میشود حسین ز جا به احترام تو گفته خدا تو زینت شیر دلاور منی مادر حیدری تو فخر کند به نام تو معجزهمان عاجز از نام گره گشای تو کار مسیح میکند بندهی بندههای تو تویی که حسرت همه ملائک است خدمتت تهمت و سنگ و کعب نی نبود حق عصمتت رواست کل سال ما محرم و سفر شود گرفته جان شیعه را مصیبت اسارتت مطهرهترین چرا تو را زدند با وضو کاش نداشت نام دین قصهی هتک حرمتت کوری چشم حرمله فاتح شام گشتهای معجر پاره پاره را نکرد کم ز عزتت تو در میان سلسله بخوان نماز نافله چقدر داده غصهی حرم تو را خجالتت خدای صبر با دلت چه کردهاند شامیان که بی رقیه روز و شب مرگ شدهست حاجتت تو از زمانه دیدهای چه غیر داغ پشت داغ بگو که جز تو اینهمه کشیده است از فراق
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد