
ای یاورم ای تکیه گاهم بعد از تو بی نیست و پناهم ای پهلوان بامن بمان تویی توانم خواهم که برخیزم ز جا نمیتوانم از بِین خون نشسته، ای بار دیده بسته بار غمت برادر پشت مرا شکسته (ای عشق من اباالفضل)۳ برخیز علمدار رشیدم مکن امیدم ناامیدم سقای من غیر از تو من یاری ندارم بردار علم را که علمداری ندارم تا دست تو قلم شد تا سرنگون علم شد دشمن دگر به فکر رفتن به حرم شد (ای عشق من اباالفضل)۳ بعد از تو کار من تمام است بی تو حرم بی احترام است باید به نیزهی غریبی سر گذارم از گوش طفلان گوشواره در بیارم بعد از تو در اسارت در شامِ قتل و غارت بر دختران زهرا دشمن کند جسارت (ای عشق من اباالفضل)۳