نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

انقده بی تو گریه كردم آی داداش آی حسین آی حسین كاشكی مدینه بر نگردم آی داداش آی حسین آی حسین من دوباره به تو رسیدم آی داداش آی حسین آی حسین كاشكی مدینه بر نگردم آی داداش آی حسین آی حسین سرت رو روی نیزه دیدم آی داداش آی حسین آی حسین از جیگرم آه كشیدم آی داداش آی حسین آی حسین دنبال بچه های زخمیت آی داداش آی حسین آی حسین پای برهنه میدویدم آی داداش آی حسین آی حسین همه دیدم من و رجز های من همه دیدن شرر به اشرار زدم همه دیدن چقدر من و میزدن كسی ندید چقدر برات زار زدم روزی هزار بار مردم آی داداش آی حسین آی حسین مردم و از سفر آوردم آی داداش آی حسین آی حسین كوفه و شام و فتح كردم آی داداش آی حسین آی حسین انقده تازیانه خوردم آی داداش آی حسین آی حسین چه ناله ها برا علم دار زدم چه سینه ها برای شیر خوار زدم سر نماز چقدر به یادت بودم كسی ندید چقدر برات زار زدم هم قدم سر تو بودم آی داداش آی حسین آی حسین فاطمه شد همه وجودم آی داداش آی حسین آی حسین زینبت و نمی شناسی آی داداش آی حسین آی حسین بس كه سیاهم و كبودم آی داداش آی حسین آی حسین دیدی از نی دست خواهر بسته بود گویا دستان حیدر بسته بود یاس ها را جوهر نیلی زدند بچه ها را یك به یك سیلی زدند
هنوز نظری ثبت نشده