نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چقده تو این چهل روز بیتو سختی کشیدم چقده تو این چهل روز، پِیِ ناقه دویدم چقده دلم میخواست، که ببینمت امّا (سَرِ تو روی نِی بود، به سَرت نرسیدم) ۲ به سَرت نرسیدم، نرسید هیچکی به دادم خاطراتتو داداش مگه میشه بِره یادم؟ تو بگو مگه آخه، چقده صبر داره آدم؟ صبرمو، مثل سَرت بُریدن حسین با لَگد، حسابِ من رسیدن حسین شامیا، همه مثلِ یزیدن حسین (زینبم، به کربلا رسیدم حسین) ۶ ناراحتم از دوری، ولی چاره ندارم تو بگو اگه زینب، خوشی داره ندارم به دیدنِ تو داداش، اومدم ولی افسوس چادری به جُز این چادرِ پاره ندارم آره چاره ندارم، به جُز اینکه اشک بریزم یا اینکه بگم از دردِ دل و حالِ مریضم نمیدونی چه کرده با من این دوری عزیزم حِسِ یک، شکسته قلبه حِسّم حسین گریه کُن، که گریه داره قِصَّم حسین یک نَفس، میونِ راه نَشِستم حسین (زینبم، به کربلا رسیدم حسین) ۶ تا همیشه میمونه، غَمی که توی سینهست خواهرتو راهیکُن، رَهسپارِ مدینهست میدونی رباب میخواد، کنارِ تو بمونه روضهخونِ ما تو راه، تا مدینه سکینهست هنوز هست صدای گریهی اصغر توی گوشم هنوزَم قَدِ سیراب شدنم آب نمینوشم تا اونوقتی که زِندَم واسه تو مشکی میپوشم اومده، وِداع کُنه باهات خواهرت من دارم، میرم مدینه با دخترت تو بمون، کنارِ اصغر و اکبرت (زینبم، به کربلا رسیدم حسین) ۶
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد