نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من نیمه جان، مسافر از ره رسیدهام بانوی سر شكسته هجران كشیدهام من شمع شام غربت اهل خرابهام كز جان و دل به پای یتیمان چكیدهام من پا به پای دختركان برادرم بر روی خارهای بیابان دویدهام جان كندهام كه زنده رسیدم به كربلا شاهد، قد خمیده و رنگ پریدهام ره واكنید در برم ای اهل قافله چونكه هنوز قبر گُلم را ندیدهام دور از نگاه غیرت عبّاس و اكبرم صد ناسزا ز دشمن بی دین شنیدهام من تا مدینه با چه توانی سفر كنم؟ طاقت نمانده در تن و دیگر بریدهام ********
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد