
حسین، خواهرت از سفر رسیده شکسته از بس که خمیده دیگه همه موهام سفیده حسین مظلوم حسین، خفته برادرم، برادر سایۀ رو سرم، برادر (غریبِ مادرم، برادر) 2 یه اربعین پس از تو من زندهام عزیزم تا خاک تربتت رو روی سرم بریزم (غریبِ مادرم من، حسینِ بیسر من) 2 *** حسین، آرومه جونت نیمهجونه از بس که خورده تازیونه (تنم مثِ رنگینکمونه) 2 غمت رو تاب نمیآوردم گُلات یکییکی میمُردن (تو هر قدم سیلی میخوردن) 2 از دشمنا توی شام داداش نفس گرفتم هر جوری بود سرت رو از نیزه پس گرفتم شرمندهام که چیزی نمونده از سرِ تو از نیزه صد بار افتاد سرِ مطهر تو (غریبِ مادرم من، حسینِ بیسر من) 2 ***