امشب ز آهنگ شعف در هر سری شور آمده

امشب ز آهنگ شعف در هر سری شور آمده

[ جواد مقدم ]
امشب ز آهنگ شعف در هر سری شور آمده
جان مشعل بزم صفا دل، به بة‌النور آمده

یثرب ز انوار خدا روشن تر است طور آمده ویرانه‌ی دل خون تر از بیت معمور آمده

قلب محبان جلوه گر چشم عدو کور آمده
سر حلقه‌ی عشّاق را نیکوترین پور آمده

هان سر تا به پا کن مقتدا را بنگری
در خانه‌ی سبط نبی حُسن خدا را بنگری

بگشا چشم معرفت برعات سبحانی ببین
آیینه شو آن روی نورانی ببین

در حُسن ماه فاطمه آثار ربّانی ببین
آثار ربّانی دگر آیات قرآنی ببین

بی پرده وجه الله را در پرتو افشانی ببین
ماه عرب را در بر بانوی ایرانی ببین

از برج عصمت نیمه شب شمس الضحی پیدا شده
خورشید برج فاطمه روشنگر دلها شده

ای ماه ایرانی نسب خورشید تابان زاده‌ای
جان جهان بادت فدا خود یک جهان جان زاده‌ای

چارُم ولی الله را در پنج شعبان زاده ای
تو کیستی ای پاک جان کاین طور جانان زاده‌ای

من هرچه وصفش آورم تو برتر از آن زاده‌ای
الحق که جان تازه ای بر جسم ایمان زاده‌ای

در خانه سوم ولی چارُم امام آورده‌ای
باالله که در آغاز مه، ماه تمام آورده‌ای

وجه الله یکتاست این
روشنگر دلهاست این

آیینه‌ی طاهاست این
ریحانه‌ی زهراست این

توحید سرتاپاست این
از وهم ها بالاست این
بر عارفان مولاست این

این است آن کو پرورد در جان کمال بندگی
وز انت زین العابدین دارد مدال بندگی

این است مصباح الهدی، این است انوار یقین
این است مسجود سما، این است ساجد در زمین

این است ماه بی مثل، این است مِهر بی قریب
این است هستی را امان، این است ایمان را امین

این است میزان را عمل، این است قرآن را مبین
این است قطب عارفان، این است زین العابدین

این است کز انوار دل اوراق ذو المج سوخته
این است کو بر نفسها درس جهاد آموخته

بگذاشت در هستی قدم آزاده‌ای نیکو خلف
مخلوق پیش از ما سوا فرزند قبل از ما سلف

یاسین لقب طه نسب حیدر هدف زهرا شرف
چرخ هدایت را قمر دُرّ ولایت را هدف

بگرفت آن دردانه را ریحانه‌ی زهرا
به کف زد بوسه بر نعل لبش با شادی و
 شور و شعف

چون دید درمان رُخش روی خدا را منجلی
یاد گرامی جدّ خود بگذاشت نامش را علی

این است کو بعد از پدر اسلام را یاری کند
زیر غُل و زنجیر ها از دین نگه داری کند

با منطقش از نسل ها دفع ستمکاری کند
صبح سفید خشم را همچون شب تاری کند

از چشم خون آشام‌ها خون جگر جاری کند
از هر جنایت پیشه‌ای اعلان بیزاری کند

خیزد ز عمق سینه‌اش بر آسمان فریاد ها
تا نسل ها را وا رهد از سلطه‌ی بیدارها

این است کو با خطبه‌اش بخشید جان اسلام را
کوبید بر فرق ستم هم کوفه و هم شام را

مشت حقارت بر دهن زد خصم خون آشام را
داد آگهی با منطقش یکباره خاص و عام را

بر سرکشان و طاغیان پر کرد ذاتش جام را
بخشید جان توحید را کوبید سر اثنان را

لرزید جان اهرمن با منطق شیوای او
شام بلا شد کربلا با خطبه‌ی قرّای او

پربازدید ترین شعر مدح جواد مقدم محرم و صفر امام سجاد (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امام سجاد (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام سجاد (ع)

محبوب ترین جواد مقدم

نظرات