
یَابنَ النَّبَأِ العَظیمِ سایهات رویِ زندگیم و انظر اِلینا نَظرة رحیمة با همه شرمندگیم نگاهتو ازم نگیر تو دستِ نوکرو بگیر منم یه روزی عاقبت میشم سر به زیر مَتی تَرانا و نَراک تا کی باید به انتظار بشینم؟ مَتی تَرانا و نَراک بگو کجا بیام تورو ببینم؟ یاابن الحسن(۴) تو دلِ شب اومدم پیشِ تو زانو زدم و انظر اِلینا نَظرة رحیمة من که میدونم بَدم دلِ منو جَلا بده بهم یه کربلا بده نزاری آبروم بره نجاتم بده