نظرات
2 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خدا خیرت بده حاجی.لذت بردیم
۲۴ اسفند ۱۴۰۳

سکینه رضایی کاربر
خیلی زیباست❤
۲۳ خرداد ۱۴۰۳

غروب جمعه واسه من، یعنی یه دنیا خاطره دم غروبا پدربزرگ، میرفت کنار پنجره صداش هنوز تُو گوشمه، که آل یاسین میخونه نوار کافی رو میذاشت، (همیشه یادم میمونه) ۲ حالا دلم میگیره، دوباره قبل از غروب نه اون پدربزرگ هست، نه دیگه اون حال خوب این من و این غروب و بغض گلوم السلام علیکَ حین تقوم تو کجایی کدوم دیاری کدوم (السلام علیکَ حین تقوم) ۲ (ای تو ز خورشید و قمر نورتر) ۲ (ای دو سهتا کوچه ز ما دورتر) ۲ ای دو سهتا کوچه ز ما دورتر... ***** اگه نباشم یاد تو، ولی تو بازم یادمی تو مثهنبضی واسه من، مثهحیات آدمی همیشه تُو روزای سخت، حضورتو حس میکنم یه سورهی یاسین نذرِ، (حضرت نرجس میکنم) ۲ چقدر غروب جمعه، همیشه طولانیه من و نبودن تو، میکُشه هر ثانیه تو بیا ای حقیقت مطلق تو بیا که و انّ موت الحق شده بازار عشق بی رونق (تو کجایی و انّ موت الحق) ۲ جلوهی تو از همه پرشورتر ای دو سهتا کوچه ز ما دورتر...
2 نظر ثبت شده

خدا خیرت بده حاجی.لذت بردیم

خیلی زیباست❤