
مهدیِفاطمه آقای من سلام آقا خودت بده سوزی به این صدام دوباره خیمهی عزا میگیره بوی کربلا دوباره سینه میزنم به لطف مادر شما لباس مشکی پوشیدم به اذن حضرت رضا الحمدالله پای عَلم سینه میزنم با دعای مادر شما الحمدالله پیراهنِ مشکیِ تنم با دعای مادر شما،اربابم ممنونم ای شاه علقمه، ای ماه بینظیر بیدستِ کربلا، دست منو بگیر گرفتن آسمونو غم، میباره ابر چشمامون به یاد مشک و یک عَلم میباره ابر چشمامون به یاد دستای قلم میباره ابر چشمامون وقتی تو هیئت میرسه بر جون و دل من هر شبت رو بوی گل یاس حس میکنم که دیدی آقا این گدای تو، پای ثابته تو روضهها اربابم ممنونم