
یا مظلوم نگو أنا الغریب میمیره خواهرت من هستم سرِ خودم با بچههام فدا سرت تنهایی ببین جوونای منو سپاهتن مثل من سپر برای جسم بیپناهتن اجازهشو بِده برن بشن فدا باید بشن شهیدِ راهِ کربلا میخوام که خونشون بریزه زیر پا بذار که بچههام برن خداروشکر که نوبت منم رسید بذار منم بشم یه مادرِ شهید نکن امیدِ بچههامو ناامید تورو خدا حسینِ من غمای تو برای هر دومونه سپاه من این دوتا نوجوونه خبر داری تَهِ این قصّه بازم همه میرن ولی زینب میمونه همه میرن ولی زینب میمونه... **** میدونم کمه ولی تموم هستیِ منه به عُون و محمدم بگو که وقت رفتنه تا این که یه لحظه هم چشات نیفته تو چشام قول میدم که حتی بالای جنازهشون نیام فقط بذار برن همینه خواهشم میخوام فدای تو بشن جلو چِشَم نذار جلوی بچههام اسیر بشم تو کوفه و تو شهر شام بذار برن که نذر من بشه ادا سراشون از بدن باید بشه جدا جوونامم میدم برات ولی خدا تو رو نگه داره برام غمت حسین دلمو میسوزونه نبینمت که تنت غرق خونه خبر داری که تَهِ این قصّه بازم همه میرن ولی زینب میمونه همه میرن ولی زینب میمونه...