کجایی بارون؟! بباری حالا

کجایی بارون؟! بباری حالا

[ ابوذر بیوکافی ]
کجایی بارون؟! بباری حالا
خونه‌ی امید علی می‌سوزه
با اینکه زهرا اومد پشت در
هیزم کینه‌ها ولی می‌سوزه

سرد نشد آتیش
صبر نکرد هیزم‌
بی‌حیا دشمن
بی‌وفا مردم

مصیبت دیروز نیست، مصیبت هر روزه 
هزار و چندین ساله، حرم داره می‌سوزه

کجایی ای ماه؟! بتابی حالا
شبای مولا دیگه بی‌فروغه
الهی یکبار، بگن این حرفا
تموم این جسارتاً دروغه

توو غم زهرا
میشه دردام گم
بی‌حیا دشمن
بی‌وفا مردم

مصیبتش آسون نیست، مصیبتش جانسوزه
هزار و چندین ساله، حرم داره می‌سوزه

نظرات