
کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی مشتری سر بدهد گر سر بازار آیی بر در قصر تو از شوق تو دربان گردم تا تو را بنگرم آن دم که به دربار آیی مور را رخصت دربار سلیمان نبوَد مگر از راه محبت تو به دیدار آیی شأنی از مرتبتت کم نشود ای گل من گر به دلجوییِ خار سر دیوار آیی آخر از عشق تو ما را به سر دار برند بلکه بر دیدن مجنون سر دار آیی