
چه شود اگر شه لا فتی، نظری به جانب ما کند؟ (که ز کیمیای وجود خود، مثل قلب تیره، طلا کند) ۲ تو کمان کشیده و در کمین، همهی غمم بود از همین (که خدا نکرده به خطا زنی) ۲ (اسدالله من، دلبر دلخواه من) ۲ بندهی حیدرم، راه علی راه من امیر علی، دلیر علی حقیقت غدیر علی حیدر حیدر... هست ناموس خدا ناموس تو خیل اهل آسمان، پابوس تو (من اگر خسته شَوَم، چای نجف مینوشم) ۲ یا کمی بادهی آغشته به کف، مینوشم آدم هستی یا الهی کیستی؟ گر تو خالق نیستی، پس کیستی؟ رعد و برق آسمان، گوید علی موج دریا، دم به دم گوید علی