
(چه گرههای کوری، که بادستِ تو وا شد تا که اسمت رو بردیم، حاجتامون روا شد) 2 (الگوی همهی مادرا، بانوی مجاهدِ خدا مادرِ پسر فاطمه، مادرِ ساقیِ کربلا) 2 (هر وقت تو خونمون، کسی حاجتی داشت مادر یه سفرهی، امّ البنین مینداخت) 3 یا اُمَّ البنین... (خوش به حالت که پیشِ، فاطمه رو سفیدی) 2 (چی بالاتر از اینکه، مادرِ چهار شهیدی؟) 2 (مادرِ خوبی برای همه، بودی در نبودِ فاطمه تربیت شدهی دست تو، باب الحوائجِ عالمه) 2 (همون آقایی که، حسینو کُشت غمش) 2 عمودِ آهن و، ضربهی محکمش یا قَمَرَ العَشیره... (دلت از غم شکسته، شده قدت هلالی) 2 (چقدر گریه کردی، با قبرهای خیالی) 2 روضهی عباسو خوندی و گریهی مدینه در اومد بشکنه دست نامردی که تو چشاش تیرِ سه شعبه زد (صبوری و نشد، یه بار کنی گِله ولی دلت شکست، از دست حرمله) 2 یا اُمَّ البنین...