نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دیگه بهم شیرآفرین نمیگن داره منو میکشه این نمیگن ام البنین خیلی بهم نیومد دیگه بهم ام البنین نمیگن ام البنین، ام بی بنین... ام البنین شدن چه دردسر داشت تابوتشو معلوم نشد کی برداشت الان ام البنین و نبینین ام البنین یه روز چهار پسر داشت ام البنین، ام بی بنین... تو منو خوب بلدی، دست رد نزدی الهی ام بنین برا یکبار، صدام بزنه ولدی عزیزم اباالفضل، به تو پناه آوردم تو تاریکیه دنیا، من رو به ماه آوردم (به قول عراقیا، امام اباالفضل آخر معرفت و مرام اباالفضل)۲ به ضریحت، به باب ام البنین از راه دور، سلام اباالفضل (ای پسر غرورآفرین ام البنین اباالفضل تموم حرم زمین خورد، تا خوردی زمین اباالفضل)۲ علمدار، ماه آسمون زینب بی تو خیمهها تاریکه شبیه جوون لیلا تو هم ارباً اربابی که (نیزهدارها، میزدنت جای تیره، رو بدنت)۲ کاشکی زهرا، چادرشو بکشه رو تنت یا ابالفضل، پاشو اخا... چرا باید بمونی کنار این نهر آب اباالفضل لااقل دلت بسوزه، برای رباب اباالفضل واویلا روزگار زینب بعد از تو خود عذابه عباس جای دخترای زهرا مجلس شرابه عباس (غیرت الله، یه قافله همسفر با، ارازله)۲ برنگردی، دنیا میشه به کام حرمله کو اباالفضل که بیاد، دردمو درمون بکنه بره از خیمهی من، خولی و بیرون بکنه (از این معرکه دست بکش نکش منو نفس بکش پاشو یه داد غیرتی سر شمر و شبث بکش)۲ حالمو بیقرار کنم، خیمهها تو چیکار کنم خودم پناه عالمم، کدوم طرف فرار کنم بی محمل بردنم دستای بسته چهل منزل بردنم چندتا بی مروت قاتل بردنم بی محمل بردنم آه از این قافله اسمت الله و بستن با سلسله همسفر بودم با شمر و حرمله آه از این قافله سر هر کوچه من سنگ میخوردم از مرد و زن بارونه کربلا، مادرت میشه مهمونه کربلا شب جمعه روضهخونه کربلا بارونه کربلا سر پیراهنت، پیرم کردن از زندگی، سیرم کردن ذکر لب ام البنین، حسین مادر نداره... سید مظلوم، حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد