نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(مخوان جانا دگر اُمُالبَنینم)۲ که من با مِحنَتِ دنیا قرینم بودم اُمُالبَنین روزی که بودیم (به سر سایهیِ امیرالمؤمنینم)۲ مرا اُمُالبَنین گفتند چون من پسرها داشتم ز آن شاهِ دینم ولی امروز بی بال و پر فتادم نه فرزندان، نه سلطانِ مبینم (ددیم عباسیم دور گدک خیامه)۲ ددی سن گت قارداش گودور سکینه ددیم من گت سن کیم گزلرینی باقلار ددی آنام زهرا گلریانیمه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد