پاسخ مردم و اطعام یتیمان با من ای برادر تو فقط دور و برِ زینب باش **** به قربان تو و لب عطشان تو لب عطشان تو، لب عطشان تو الهی خواهرت شود قربان تو شود قربان تو، شود قربان تو **** اَلا ای همسفر کمی آهستهتر مرا با خود ببَر **** خداحافظ ای برادرِ زینب به خون غلتان در برابرِ زینب **** چه شبهایی که نان دادم به سائلها و بشنیدم که میگفتند یا ربّ، از علی برگیر حقّ ما نه آن سائل مرا بشناخت در دامان تاریکی نه من کردم برایش در دل شب، نام خود افشا تو هم دنیا من را نشناختی مانند آن سائل که خون کردی دل زار مرا پیوسته بیپروا تو ناموس مرا در سن هجده سالگی کُشتی تو پیش چشم من سیلی زدی بر صورت زهرا